- آغاز هر سلام، پایان خداحافظی است. - زندگی خیلی کوتاه است، ولی آنقدر بلند هست که آن را تباه نکنیم.
- زندگی محبت است و محبت چیزی جز حقیقت نیست. - اغلب از بی وقتی شکایت می کرد ولی مشکل اصلی او بی هدفی بود.
- دوست هرکس عقل اوست و دشمنش نادانی او. - آدم خوش بین، شیطان را هم فرشته می بیند.
- وقتی خوابیدم، حقیقت را در خواب دیدم. - انسان باید انتخاب کند نه اینکه سرنوشت خود را بپذیرد.
- دانش تنها سرمایه ای است که به تاراج نمی رود. - گوش شنوا زیر بنای مهارت های ارتباطی است.
- دنیا برای آدم های غمگین به کوچکی یک قطره اشک است و برای آدم های شاد به بزرگی یک لبخند. - کسانی که دیر قول می دهند، خوش قول ترین مردم دنیا هستند.
- آنچه امروز در دل دارم، ممکن است آرزوی فردایم باشد. - شاید زیباترین منحنی جهان لبخند باشد.
- اگر برای خواسته هایت تلاش نکنی، مجبوری با داشته هایت بسازی. - عشق یک خواب شیرین است و ازدواج ساعت شماطه دار.
- فریاد را همه می شنوند، هنر واقعی شنیدن صدای سکوت است. - پرنده بی بال با فکرش پرواز می کند.
- اعتبار همه چیز نه در ارزش آنها، که در معنای آن هاست. - بعضی ها با اینکه خیاط نیستند، اما خوب وصله هایی به آدم می چسبانند !
- زندگی مثل یک تابلو نقاشی است، با این تفاوت که در آن از پاک کن خبری نیست. - هر کس تاوان راهی را می دهد که خود برگزیده است.
- در جزیره رنگ ها هم، همه از دو رنگی متنفر بودند. - کسی که در ساحل آرزوها گام بر می دارد، بالاخره در دریای رویا غرق می شود!
- چیزی به نام شکست وجود ندارد، آن چه بدست می آید، نتیجه است و بس. - ثروتمند کسی نیست که بیشترین را دارد، کسی است که به کم ترین ها نیاز دارد.
- از زندگی آن چه لیاقتش را داریم به ما می رسد، نه آن چه آرزویش را داریم. - وقتی آسمان دلم ابری میشود، باران اشک از دیدگانم فرو میریزد.
- عشقهای امروزی به ماهی کوچکی میماند که باید مواظب بود از دست لیز نخورد. - کار کردن خوب است اما زندگی کردن را نباید فراموش کرد.
- از گذشته بگذر و حال را بساز و به آینده امیدوار باش. - توی بازار صداقت، گرانی بیداد می کند.
- ظاهرسازها با هر سازی می رقصند. - به افکار بیدارم قرص خواب دادند.
- به جز سیاستمداران، بنی آدم اعضای یکدیگرند. - همیشه درست می گویم، اما نمی دانم چرا حق با دیگران است.
- بدون عینک تمام سازها را تار می بینم. - عجب زمانه ای شده ! گذشت هم درگذشت.
- ارزانترین و زیباترین لوازم آرایش صورت، تلخند است. - بابا آب داد دیگر افسانه شده، قبر بابا را هم ایزوگام کردند.
- دنبال لولوی نامرد می گشت تا ممه ربوده شده اش را پیدا کند. - همسر با گذشتی بود، از من هم گذشت.
- بگذارید حقتان را بخورند، مرگ حق است. - خوش به حال فقیر، یک حرف بیشتر از غنی دارد.
- شاید تفاوت دید من و تو در نمره عینکمان باشد. - در پایان محکمه، حکم قاضی به دار آویختن عدالت بود.
- از نظر عوام، آزادی یعنی آن طرف دیوار زندان. - چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است.
- گشادی جیب بعضی ها، بزرگتر از سوراخ لایه اُزون است. - نوک قلم پاچه خوار همیشه چرب است.
- بعضی ها حساب پس می دهند و بعضی ها حق حساب. - نقاش فقیر، بر بومش خجالت می کشید.
- عدد یک را دست کم نگیرید، یک عمر، یک زندگی، یک انسان! - بعضی ها رو دست ندارند و بعضی ها زیر دست.
- با اسلحه ای به شکار طبیعت رفتم. - با یک ریال، دو ریال نمی توان سریال ساخت.
- در بازار سرمایه، کم ضرر کردن یعنی سود کردن. - شیر بُز بُز قندی شکر نمی خواهد.
- شرکت برق، حتی برای برق کفش هایم هم تعرفه صادر کرد. - برای باز شدن اشتهایش کلید ساز آورد. - چون ریاضی بلد نبود، دیگران را آدم حساب نمی کرد. - دریای غم ساحل ندارد پس بیخودی پارو نزن.
- این روزها مرغ های گوشتی هم تخمی شدند. - از پررویی ی ِ بی حد ِ تورم پیداست که تخم مرغ هم بزودی جایگزین سکه می شود.
- ماهی های پرنده عمری پشت میله های آبکی ی دریا حبس خواهند بود. - آدم ها وقتی به دنیا می آیند برای خودشون گریه میکنند وقتی هم از دنیا میروند دیگران براشون گریه میکنند.
- سازها زودتر از آدمها کوک می شوند. - پریز برق دو سوراخ داره، یکیش میگیره و با همدستی با اون یکیش آدمو می کشه!
- بهترین ترس، ترس از گناه است. - زندگی ِ باد در سرگردانی سپری میشود.
- در بازی ِ زندگی داور ها هم اخراج می شوند. - دیدن ِ دریا نگاهی عمیق می خواهد.
- پرنده صعود می کند، اما جاذبه سقوط. - خدا عمری دلم را پشت ِ میله های سینه ام حبس کرد تا فقط اسیر ِ دل ِ خودم باشم.
- یک عمر دلم را پشت قفس ِ سینه ام زندانی کردم تا مبادا دلم اسیر ِ کسی شود. - میوه ی ِ درخت ِ خشکیده هیزم است.
- دود ِ آتش به چشم ِ آسمان می رود. - سقوط ِ آبشار آبکیست.
- گورکن آرزوی ِ زندگی کردن را به دست خودش به گور می برد. - تنها ماهی ی داخل تنگ هم از زندگی سیراب شد.
- پزشکی ی ِ قانونی، مرگ ماهی ی ِ درون حوض را، خفگی ِ در آب به دلیل شنا بلد نبودن اعلام کرد. - زندگی بدون عشق مثل پیژامه بدون کش است.
- مارمولک مدعی شد که در دوران جوانی تمساح بوده است. - تجربه نامی ست که انسان روی اشتباهاتش می گذارد.
- دیگران کاشتند ولی ما خریدیم و خوردیم! - کاکتوس مادرزن گل هاست.
- درخت باردار با تکاندن باغبان فارغ می شود. - آب که گل آلوده شد، ماهی ها از فرصت استفاده کردند و همدیگر را بوسیدند.
- بعضی ها برای سربلندی دیگران تا کمر خم می شوند. - خیلی از معتادها تابلو هستند ولی ارزش هنری ندارند.
- معلمی شغلی با کلاس است. - دسته تبر جزء درختان خائن شناخته شد.
- کاش ماشین زندگی هم دنده عقب داشت ! - وقتی آبله مرغان گرفتم، بیش از همه، از خروس ها وحشت داشتم.
- فقط حرف های استاد ریاضیات حرف حساب بود. - شیرین ترین بازی ها نامزد بازی است، به شرطی که به ازدواج منتهی شود!
- قبض آب را که دیدم، برق از سرم پرید. - آن هایی که بلند فکر می کنند هیچ وقت کوتاه نمی آیند.
- بعضی ها با نردبان قدرت، از دیوار حاشا بالا می روند. - به علت خالی نگه داشتن جیب مردم، جیب بُرها متحصن شدند.
- قیافه ام پاییزی است، اما دلم بهاری. - همه انسان ها شاعرند، چرا که روزی غزل خداحافظی را می خوانند.
- هوا مجانی، برف و باران، سرما و گرما مجانی، دیگر چه می خواهیم ؟ - بعضی ها به پای هم پیر می شوند و بعضی ها به دست هم.
- در محضر عشق، شش دانگ دلش را به نام معشوق سند زد. - بعضی ها در خوابند و بعضی ها قسطی چرت می زنند.
- به لطف شرکت برق، برق چشمانم را مجانی مصرف می کنم. - بارش باران، رنگ سیاه شب را برد.
- افکارم را با سکوت زندانی می کنم. - آن قدر به زندگی لبخند زدم که مرا دیوانه پنداشت و ترکم کرد.
- از هم آغوشی آب و آتش، فرزندی به نام خاکستر متولد شد. - شاید پیش نیاز درس زندگی، یک واحد دروغ باشد.
- برای اینکه احساس خود بزرگی کند، از کوه غرور بالا رفت! - شاید اتحاد یک نوع ظاهر سازی برای پنهان کردن دشمنی باشد.
- تمام ارزها را در صرافی معامله می کردند، بجز عرض معذرت! - گاهی احساس دل بالاتر از منطق است.
- کبوتر آزادی از آسمان هفتم تقاضای پناهندگی کرد. - در بیشتر سفیدی ها یک نقطه سیاه نفس می کشد.
- وقتی قلمم شکست، سانسور با خوشحالی شروع به بشکن زدن کرد. - بیهوده متاز، مقصد همه خاک است. - چون گوش شنوایی نیافتم، حرف هایم را می نویسم. - قند خون مزه تلخی به زندگی می دهد. - رشته سخن را بدست گرفت و کلاهی نو برای مردم بافت. - بیشتر اوقات افکارم را با سکوت، سانسور می کنم. - به غصه هایم خندیدم و دردهایم را به تعصب وا داشتم. - به دنبال شادی باشید غم ها خودشان ما را پیدا می کنند.
- برای آنکه به بیراهه نروم، پشت سر حقیقت راه می روم. - بعضی ها برای به جایی رسیدن و بعضی ها بعد از به جایی رسیدن، همه چیز را زیر پا می گذارند.
- اعداد درشت، با صفرها رشد می کنند. - اگر قلمم را بشکنند، قلم پایم را می تراشم و با آن می نویسم.